نظر علي الطالقاني
257
كاشف الأسرار ( فارسى )
صالِحاً 143 ( الم سجده ) و هكذا . و امّا رجوع به قيامت مثل أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ 144 ( مؤمنون ) و مثل وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَيْنا لا يُرْجَعُونَ 145 و مثل كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ 146 ( قصص ) و هكذا . و نكتهاى كه كسى ملتفت نشده اين است كه در آيات لفظ رجوع هر جا كه به معنى آخرت و بازگشت به سوى خدا است به لفظ الى ذكر شده و هر جا كه به معنى برگشتن به دنيا است لفظ الى ندارد ، بفهم ، و چون اين لفظ به هر دو گفته مىشد به جهت تميز ، ائمّه ( ع ) و علماء ( قدّس سرهم ) لفظ رجعت را در معنى بازگشتن به دنيا غالبا استعمال نمودند و زنده شدن در قيامت را به لفظ معاد و غير آن ادا نمودند . حال به يارى قائم عجّل اللّه فرجه مىخواهيم در اين باب اثبات نمائيم كه در زمان قائم ( ع ) و پيش از قيام قيامت جمعى از نيكان و جمعى از بدان را خدا زنده مىگرداند و ايشان را به دنيا بر مىگرداند و معنى رجعت اين است . و باز بدان كه رجعت از ضروريّات مذهب شيعه است و هر كه منكر او باشد از شيعه ، البتّه منكر معاد نيز خواهد بود مگر بعضى از عوام كه به گوش ايشان مسأله رجعت نرسيده باشد . و اين مسأله از مخصوصات شيعه است و عامّه و معاندين اين رجعت را منكرند . و بالجمله پس دانستى كه ظهور قائم عجّل اللّه فرجه رجعت نيست زيرا كه اين بزرگوار از روزى كه متولّد شده دنيا را وداع نكرده و هنوز زنده است و غائب است و در دنيا است و زنده خواهد ماند تا ظاهر شود و زمين را پر از عدل و داد سازد و سالها سلطنت و پادشاهى نمايد و بعد از آن روح مطهّرش به عالم قدس پرواز مىنمايد و چون بعد از وفات دوباره به دنيا برگردد ، چنانچه از احاديث ظاهر مىشود ، آن برگشتن رجعت آن بزرگوار است عجّل اللّه فرجه . فصل اوّل در بيان بعضى از آيات با تفسير اهل بيت . و چون آياتى كه در لسان ائمّه ( ع ) تفسير به رجعت شده بسيار است و بناى ما به اختصار است لهذا به ذكر بعضى ، از كتاب حقّ اليقين اكتفاء مىنمائيم 147 و به ذكر آن تبرّك مىجوئيم با آنكه بعد از اجماع و ضرورت اماميّه و احاديث متواترهء ائمّه ( ع ) چندان اهتمامى لازم نداريم .